ما ایران سربلند می خواهیم

4 شگفت انگیز برای همیشه ،پایدارتر از گذشته








 

 

در داستان های باستانی هند،مفهومی وجود دارد به نام: ((مایا))،یعنی:غرور و فریب که انسان ها در این عالم دچار آن می شوند و بعد متوجه می گردند که دنیا،فریبی بیش نیست.این مطلب از جهت تمثیل،در خور توجه است.

داستان،مربوط به نارادا یکی از قهرمانان اساطیری هند است.او به دنبال آن بود که راز مایا:فریبنده بودن دنیا را دریابد و در این راه تن به ریاضتها و سختیها داد.

سرانجام پس از ریاضتهای طاقت فرسا توجه ویشنو را به خود جلب کرد.ویشنو بر او ظاهر شد تا آرزوی خود را بگوید تا آن را برآورد.

نارادا از او خواست تا راز مایا را بر او آشکار سازد.ویشنو او را با خود به صحرایی خشک و سوزان برد.بیابانی که هیچ نشانی از آبادی در آن نبود.هر دو سخت تشنه بودند.ویشنو از نارادا خواست تا برایش ظرف آبی بیاورد.

او نگاه کرد دهکده ای دیده می شد،به سوی آن شتافت.در مقابل خانه ای ایستاد و در زد.دختری زیبا بر آستانه در نمایان شد.نارادا آن چنان مجذوب او شد که ماموریت خود را فراموش کرد.گویا اهل خانه منتظرش بودند.

پس به درون خانه دعوتش کردند و او کاملا ماموریت خویش را از یاد برد.از آن دختر خواستگاری کرد و در آن جا ماندگار شد.

سال ها گذشت و او صاحب سه فرزند شد.چون پدر همسرش در گذشت نارادا وارث دارایی او گشت.خانه و زمین و گوسفندان بسیار.

در سال دوازدهم باران شدیدی بارید.رودها طغیان کردند و سیل همه جا را فرا گرفت و دارایی او را برد.شبانگاهان،دست زن و فرزندان خویش را گرفت و به راه افتاد.در راه پایش لغزید و کودک خردسالش را که بر شانه نهاده بود،در گرداب افتاد.فرزند دیگر را رها کرد تا کودک گمشده را بیابد،اما کار از کار گذشته بود.موج دیگری طغیان کرد و دو فرزند دیگر و همسرش نیز ناپدید شد.

در یک لحظه،نارادا همه چیزش را از دست داده بود.او مانند ببری زخمی در جستجوی آشیانه بر باد رفته،به این سو و آن سو می دوید و می غرید.نه خانه ای،نه گوسفندانی،نه همسر و فرزندانی.دیگر چیزی نفهمید.پس از چندی دیده باز کرد و خود را در میان صحرا یافت،تنها و بی کس.ناگهان ویشنو را در مقابل خود یافت که با لبخندی اسرار آمیز و صدای دلپذیر می گفت:

ای فرزند!اینک ربع ساعت است که در انتظار تو می باشم،ظرف آب چه شد؟نارادا با یاد آورد.

ویشنو گفت:حال راز مایای مرا درک کردی؟

آری دنیا سرابی است که انسان آب می پنداردش،رویایی است که واقعیت انگاشته می شود،از همین روست که امیرمومنان در توصیف آن می فرماید:شما را از دنیا بر حذر می دارم.چه دنیا جایی سست و ناپایدار است،و نه تنها زمینه چریدن و چمیدن و خوشگذرانی نیست،بلکه زندگی در آن سخت و ناگوار است.خود را به زیورهای فریبنده آراسته و با زینتهای گمراه کننده پیراسته.سرابی است که خداوند سرشتش را از خواری و پستی بیخته و حالش را با حرام و خوبی اش را با بدی و زندگانی اش را با مرگ و شیرینی اش را با تلخی آمیخته است.



نویسنده : الهام.سمیرا.فاطمه.مریم.KING@SAYNA ; ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٩
واژه کلیدی :مایا و واژه کلیدی :نارادا و واژه کلیدی :ویشنو